شناسهٔ خبر: 219442 - سرویس بنادر و دریانوردی

لجستیک پایدار؛ شریان حیات‌بخش اقتصاد در دوران جنگ

لجستیک مرضیه صدری- سردبیر پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی

زمانی که سایه جنگ بر جغرافیای اقتصادی کشور سنگینی می‌کرد و هرگونه اختلال می‌توانست قوه حیات معیشت را تهدید کند، شبکه لجستیک ملی، بدون هیاهو، فعالیت مستمر خود را ادامه داد و همچون شریان حیاتی، در ایام جنگ تحمیلی سوم جریان زندگی و تداوم اقتصاد کشور را زنده نگه داشت.

جنگ، فقط در میدان‌های نبرد تعریف نمی‌شود؛ پیش از آن‌که گلوله‌ای شلیک شود، نبرد در انبارها، بنادر، جاده‌ها و ریل‌ها آغاز می‌شود. جایی که اگر چرخه جابه‌جایی از نفس بیفتد، حتی آرام‌ترین شهرها نیز دچار التهاب می‌شوند. در چنین بزنگاهی، آن‌چه معنا پیدا می‌کند، توان حفظ تداوم شبکه‌ای است که زندگی روزمره مردم را سرپا نگه می‌دارد؛ شبکه‌ای با نام لجستیک، اما با نقشی فراتر از یک واژه.

در روزهایی که نگاه‌ها به تحولات سیاسی و امنیتی دوخته شده بود، در پس‌زمینه این صحنه پرهیاهو، گروهی بی‌نام‌ونشان بی‌وقفه در حال نوشتن روایتی دیگر بودند؛ روایتی از استمرار، از ایستادگی زیرساختی و از فرو نپاشیدن نظم اقتصادی. وزارت راه و شهرسازی با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، توانست رشته‌های این شبکه پیچیده را از گسستن حفظ کند؛ رشته‌هایی که اگر یکی از آن‌ها از هم می‌گسیخت، زنجیره‌ای از بحران‌ها شکل می‌گرفت.

حفظ جریان جابه‌جایی کالای اساسی در چنین شرایطی، مهم‌ترین مأموریت بود؛ زیرا هر وقفه در تأمین این اقلام، می‌توانست مستقیما سفره مردم را هدف قرار دهد. این‌جا دیگر بحث صرفا اقتصاد نبود؛ بحث امنیت روانی جامعه و اعتماد عمومی بود؛ اینکه مردم احساس کنند زندگی، با همه دشواری‌ها، همچنان در حرکت است.

با وجود محدودیت‌ها، پیمانکاران وزارت راه و شهرسازی، کار را رها نکردند. بسیاری از آن‌ها بدون آن‌که نامی از خود برجای بگذارند، خط‌به‌خط مسیرهایی را باز نگه داشتند که اگر بسته می‌شد، بازارها از توازن خارج می‌شد و زنجیره تأمین آسیب می‌دید.

اما این تاب‌آوری تنها به معنای حرکت کامیون‌ها و قطارها در مسیرهای همیشگی نبود. هنر واقعی آن‌جا آشکار شد که در دل تنگناها، مسیرهای تازه تعریف شد. بازتنظیم کریدورهای ترانزیتی و بازآرایی جغرافیای حمل‌ونقل، اقدامی پیش‌دستانه بود تا گره‌های احتمالی به گلوگاه بحران تبدیل نشوند. چنین چرخشی، نیازمند شناخت دقیق ظرفیت‌ها، تصمیم‌گیری سریع و هماهنگی میان بخش‌های مختلف بود؛ امری که جز با تکیه بر تجربه‌های انباشته و مدیریت میدانی ممکن نمی‌شد.

در بنادر و مرزهای تجاری ــ جایی که ضربان اقتصاد به ورود و خروج کالا گره خورده است ــ جریان عملیات نه‌تنها متوقف نشد، بلکه رکوردهایی تازه نیز به ثبت رسید. این اعداد، صرفاً شاخص‌های آماری نبودند؛ نشانه‌ای بودند از آن‌که دروازه‌های حیاتی کشور همچنان گشوده مانده‌اند و پنجره‌های تجارت، حتی در سخت‌ترین شرایط، بسته نشده‌اند. استمرار فعالیت در این گلوگاه‌ها یعنی حفظ تنفس اقتصاد، آن هم زمانی که هر تأخیر می‌توانست موجی از نااطمینانی ایجاد کند.

در این میان، استمرار حمل‌ونقل اقلام مورد نیاز کشور، ملموس‌ترین نمود این ایستادگی بود. هر کامیونی که به مقصد رسید، هر واگنی که تخلیه شد و هر کشتی‌ای که بار خود را به ساحل سپرد، قطعه‌ای از پازل بزرگ‌تری را کامل کرد؛ اجزایی از تصویر بزرگ‌ترِ تداوم زندگی و ثبات اقتصادی. همین تداوم بود که اجازه نداد بازارها از نفس بیفتند، خطوط تولید خاموش شوند و امید به فردا کم‌رنگ شود.

در حوزه هوایی نیز انجام حدود ۹۰ پرواز ویژه برای انتقال اقلام ضروری و حفظ ارتباطات خارجی، تنها یک عدد نبود؛ تصویری بود از اینکه آسمان نیز در خدمت حفظ جریان ملی باقی ماند و حلقه‌های ارتباطی کشور گسسته نشد.

با این حال، واقعیت آن است که این تلاش‌ها کمتر دیده می‌شود؛ شاید چون لجستیک ذاتاً در سکوت عمل می‌کند. نه صدای بلندی دارد و نه تریبونی پرزرق‌وبرق. اما پشت این آرامش ظاهری، شب‌های بی‌خوابی بسیاری نهفته است؛ تلاش رانندگان و راهدارانی که جاده را خانه خود کردند، کارکنان بنادر که در شرایط تهدید و نااطمینانی، با تلاش مضاعف از توقف عملیات جلوگیری کردند و مدیرانی که باید در لحظه تصمیم‌هایی سرنوشت‌ساز می‌گرفتند.

اگر اقتصاد را به موجودی زنده تشبیه کنیم، شبکه حمل‌ونقل و زنجیره تأمین، همان دستگاه گردش خون آن است. شاید کمتر دیده شود، اما اختلال در آن، به‌سرعت همه اعضا را از کار می‌اندازد. در روزهای جنگ، این سیستم نه‌تنها از کار نیفتاد، بلکه با انعطاف و تاب‌آوری بیشتر، خود را با شرایط جدید تطبیق داد.

اکنون که به آن روزها می‌نگریم، شاید زمان آن رسیده باشد که این «قهرمانان خاموش» بیشتر دیده شوند؛ آنان که با حفظ جریان زیرساختی کشور، اجازه ندادند زندگی بایستد. تجربه این روزها، ضرورتی روشن ساخت: تاب‌آوری اقتصادی تنها با سرمایه فیزیکی ممکن نیست، بلکه نیازمند سازمانی چابک، برنامه‌ریزی مداوم و حمایت از نیروی انسانی متعهد است.