کاروان خانواده بزرگ مجموعه وزارت راه و شهرسازی در خوزستان، همگام با آحاد ملت ایران، با حضوری گسترده و سازمانیافته در بزرگترین مراسم تشییع جهان، در آیین تشییع و وداع با پیکر مطهر قائد امت، امام شهید حضرت آیتالله خامنهای (قدس سره)، حضور یافتند و ضمت تشییع و وداع با با رهبر معظم انقلاب بیعت دوباره کردند.
حماسه آفرینی ملت شریف ایران اسلامی پایانی ندارد، این بار حماسه ای از جنس بدرقه و عهد و پیمان. بدرقه آقای شهید ایران جهانیان را متحیر کرد، شاید نمی دانستند در چه دوران و عصری زیسته و دنیا چه گوهری را از دست داده است.
حماسه اصلی اما در دل ایرانیان رقم خورد؛ این حضور میلیونی تنها گوشه ای از ارادت ملت ایران و آزادگان جهان به آقای شهید ایران بود.
این حضور و حماسه آفرینی پاسخی محکم به هر آنکس که گمان میکرد مسیر انقلاب، با رفتن رهبرش خالی میماند. ایران امروز ثابت کرد این عشق را پایانی نیست.
هر چند دل هایمان غرق به خون است، جامه سیاه به تن داریم و اما سرشار از غروریم که ملت امام حسین (ع) بار دیگر قدرشناسی و قدردانی خود را به رخ کشید و جهانیان دیدند که عشق به ولایت هنوز ادامه دارد.
امروز در میان کاروان های دلداده از خوزستان با چشمانی بارانی و دلی پر خون و سرشار از امید آقای عزیز و مقتدر مان را برای آخرین بار بدرقه کردیم.
تو گویی عاشورایی دگر برپا شده است. همه شتافته اند تا از کاروان عشق جا نمانند، از هر قوم وقبیله ای از هر سن و سالی از جای جای ایران عزیز همه آمدند تا ولی و مقتدای شان را بدرقه کنند.
در میان جمعیت، همه بودند؛ پیرمردانی که با عصا قدم برمیداشتند، مادرانی که کودکان خود را در آغوش گرفته بودند، نوجوانان و جوانانی که پرچم و بیرق به دست داشتند و بیوقفه شعار سر میدادند. زن و مرد، کودک و سالمند، همه در یک نقطه اشتراک داشتند؛ دل هایی داغدار و اشکهایی که بیاختیار بر گونهها جاری میشد.
حماسه امروز ایرانیان تنها با اشک و ناله همراه نبود؛ بلکه هر بار که شعارها اوج میگرفت، رنگ حماسه به مراسم بازمیگشت و خونخواهی آقای مظلومان را فریاد می زدند.
از ساعات اولیه صبح جمعیت که ازگوشه و کنار جمع شد یکصدا، خواستار خونخواهی رهبر شهید بودند و تأکید میکردند که این جنایت را فراموش نخواهند کرد.
سوگ و اندوه، مقاومت و ایستادگی، عهد و پیمان، اشک و حسرت همه با هم در آمیخته است.
کاروان مجموعه وزارت راه و شهرسازی علاوه بر خدمت رسانی در حوزه حمل و نقل همراه و همگام با مردم داغدار در آیین تشییع حضور یافتند تا بار دیگر با آرمانهای انقلاب تجدید بیعت کنند
لحظهای که خودرو حامل پیکر مطهر رهبر شهید در میان انبوه جمعیت نمایان شد، بغضها دیگر تاب نیاورد. اشکها بیاختیار جاری شد، دستها به سوی خودرو بالا رفت و صدای صلوات، تکبیر و شعارهای حماسی در هم آمیخت.
برخی دیگر نای حرکت نداشتند برخی هم فقط نظاره میکردند و میگریستند؛ گویی یک ایران در تهران داغ و بغض خفته خود را یکجا فریاد میزد.
بی اختیار فریاد زدیم خداحافظ، ای سید دلها؛ خدا خافظ فرمانده دلها.
در میان غم و اندوه جمعیت ناگهان صدای رهبر شهید از بلندگوها پخش شد. هنوز چند جمله بیشتر شنیده نشده بود که بغض جمعیت شکست.طنین صدای پدر مهربان ایران برای دقایقی دلها مان را جلا داد.
بی اختیار سر بر شانه هم گذاشه و به وسعت دریا اشک ریختیم؛ گویی صدای آشنا، آخرین وداع را با مردمی رقم میزد که سالها با آن صدا زیسته بودند.
پایتخت ایران امروز فقط میزبان یک مراسم تشییع نبود؛ تهران امروز شاهد صحنه هایی بود که در آن، اندوه و حماسه در هم تنید. مردمی که با اشک بدرقه کردند، با شعار عهد بستند و نشان دادند که از نگاه آنان، این وداع پایان یک راه نیست؛ آغاز مسئولیتی است که خود را موظف به ادامه آن میدانند.
آقا جانم، بغضهامان در گلو میماند و اشکهای مان چون ابری بهاری می بارند تا خبر از راه برسد که حضرت حجت (عج) آمد، تنها امید نفس کشیدمان پس از شما سربازی صاحب الزمان است.
داغ فراق شما تا مدت ها در دلمان می ماند......
رهبر شهیدم در جوار حضرت معصومه (س) برای آخرین بار با شما وداع می کنم ...
می دانم وداع با مردان خدا، پایان راه نیست؛ همانگونه که در سالهای آتش و خون، پس از هر شهادت، پرچمی بر زمین نماند، امروز نیز این داغ بزرگ در دل مردمانش به عهدی تازه با نایبش «آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای» بدل شده است.
ما با تمام وجود و تا آخرین قطره خون با رهبر معظم انقلاب عهد می بندیم که در راه آرمان های انقلاب همچون گذشته ثابت قدم خواهیم ماند.
آقا جان دعایمان کن.
