به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی از شرکت بازآفرینی شهری ایران، تجربه سبزوار در ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی، یکی از نمونههای قابل تأمل در ادبیات بازآفرینی شهری ایران به شمار میرود. در این نشست، مهدی برزویی فعال و کنشگر بازآفرینی به تشریح تجربه اجرایی خود در سبزوار پرداخت و کاوه حاجیعلیاکبری، استاد دانشگاه و کنشگر دیگر این حوزه، گفتوگوی تخصصی با وی را پیش برد.
مهدی برزویی در این نشست با اشاره به ویژگیهای تاریخی و اجتماعی سبزوار گفت: سبزوار، به عنوان دومین شهر بزرگ خراسان رضوی، با جمعیتی حدود ۲۵۰ هزار نفر و مساحتی نزدیک به چهار هزار هکتار، پس از مشهد بیشترین جمعیت حاشیهنشین در شرق کشور را دارد.
وی افزود: در سال ۱۳۹۳ مسئولیت دبیرخانه حاشیهنشینی و توانمندسازی سبزوار را بر عهده گرفتم. در نخستین بازدیدها از مناطق حاشیه ای در سبزوار ، نگاه غالب من به حاشیهنشینی، بیشتر معطوف به تهدیدها بود؛ اما در ادامه تلاش کردم ظرفیتها و فرصتهای موجود در این محلات را نیز ببینم. حاصل این روند، تجربهای حدود ۱۰ ساله در حوزه بازآفرینی شهری است.
برزویی تجربه سبزوار را در سه محور «تفکر و نگاه به حاشیهنشینی»، «نحوه رفتار با مردم و دستگاهها» و «اقدام و شیوه اجرای برنامهها» تشریح کرد و گفت: در آغاز، برای شناخت مسائل به سراغ طرحهای تفصیلی رفتیم؛ اما این طرحها پاسخگوی مسائل اجتماعی و پیچیدگیهای موجود در محلات نبودند. در شهرداری نیز نگاه غالب، پروژهمحور بود و حل مساله به معنای واقعی دنبال نمیشد.
وی ادامه داد: در سال ۱۳۹۳، با انتخاب مدیریت جدید شهری و شکلگیری نگاهی راهبردی و فرصتمحور، شرایط تازهای در سبزوار ایجاد شد. در همان سال سند ملی بازآفرینی شهری نیز ابلاغ شد و تلاش کردیم این سند را بلافاصله در شهر پیاده کنیم. در این مسیر از ظرفیت مدیران و کارشناسان شرکت بازآفرینی شهری ایران، از جمله نریمان مصطفایی، کمال نوذری و منا عرفانیان، استفاده شد و نخستین برنامه اقدام مشترک بازآفرینی کشور در سبزوار شکل گرفت.
تغییر نگاه؛ از خدمترسانی به مشارکت اجتماعی
برزویی با تأکید بر اهمیت تغییر نگاه به محلات هدف بازآفرینی اظهار کرد: نگاه ما این نبود که صرفا به محرومان خدمترسانی کنیم؛ بلکه معتقد بودیم باید با کمک ساکنان، مسائل محلات را حل کنیم. این رویکرد، صرفا مدیریتی و اداری نبود. صدای مردم را میشنیدیم؛ حتی زمانی که با اعتراض و فریاد با ما صحبت میکردند، تلاش میکردیم شنونده باشیم. به تدریج، مردم نیز در کنار برنامهها قرار گرفتند.
وی افزود: در مواجهه با مسائل، از رویکردهای جامعهشناختی و روانشناختی استفاده کردیم و نهادهای توسعه محله را با توجه به ویژگیهای اجتماعی هر محله شکل دادیم. همچنین تلاش کردیم با مدیران و کارشناسان دستگاههای دولتی، ارتباطی همدلانه برقرار کنیم.
به گفته وی، ارتباطات عمودی و افقی، از سطح خانوادهها در محلات تا ستاد ملی بازآفرینی، در روند اجرای برنامهها برقرار شد و به تدریج شهرستانهای پیرامونی سبزوار نیز از این تجربه الگوبرداری کردند و به برنامه های بازآفرینی و سیاست بازآفرینی پیوستند .
برزویی تصریح کرد: در این مسیر تلاش کردم بدون وابستگی سیاسی و منفعتطلبی شخصی فعالیت کنم و به تدریج اعتماد مردم شکل گرفت و همین اعتماد، یکی از مهمترین سرمایههای اجرای برنامههای بازآفرینی در سبزوار بود.
توانمندسازی، نهادسازی و شبکهسازی
این کنشگر حوزه بازآفرینی درباره اقدامات انجامشده در سبزوار گفت: در ادامه، دبیرخانه بازآفرینی، ستاد بازآفرینی و ستاد بازآفرینی شرق کشور را شکل دادیم. سپس با رویکرد اجتماعمحور، ظرفیتسازی محلی، برگزاری نشستهای مدیران و کنشگران شهری، نهاد شهری، نهادسازی و شبکهسازی را دنبال کردیم.
وی ادامه داد: مسائل ملکی و حقوقی، از جمله مهمترین موانع اجرای برنامهها بود. برای مواجهه با این مسائل، ابزارهای مختلف فنی، ملکی، اجرایی و حقوقی طراحی و به کار گرفته شد تا بستر لازم برای اجرای مداخلات فراهم شود.
تأمین نیازهای زیربنایی و روبنایی
برزویی چهار محور اصلی اقدامات انجامشده در سبزوار را تشریح کرد و گفت:نیازهای هشت محله هدف شناسایی شد و مداخلات بازآفرینی در پهنهای حدود ۳۲۰ هکتار آغاز شد. به گفته وی، اکنون بیش از ۸۰ درصد نیازهای این محلات در حوزه پروژههای عمرانی و زیرساختی برطرف شده است.
توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی
به گفته برزویی برای ارتقای مهارت و درآمد ساکنان، برنامههای آموزشی و حرفهآموزی اجرا شد و تنها در حوزه خیاطی، حدود 4 هزار نفر آموزش دیدند و بخشی از آنان اکنون به تولیدکننده تبدیل شدهاند.
تقویت نهادهای اجتماعی
او افزود: محور سوم تقویت نهادی های اجتماعی است که در این خصوص نهادهای محلی و سازمانهای مردمنهاد در محلات شکل گرفتند و فعالیتهایی در زمینه توسعه پایدار، مشارکت اجتماعی و حل مسائل محله دنبال شد.
مدیریت دانش
وی با اشاره به برگزاری دومین همایش ملی بازآفرینی در سال ۱۳۹۶ گفت: این همایش با موضوع تجارب بازآفرینی برگزار شد و نخستین دبیرخانه تجارب بازآفرینی در منطقه پنج کشور شکل گرفت. این دبیرخانه، تجربههای شش استان شرقی کشور را گردآوری و مستندسازی میکرد.
برزویی افزود: دانشگاه حکیم سبزواری نیز در زمینه تولید دانش بازآفرینی فعال شد و انتشار فصلنامه بازآفرینی در دستور کار قرار گرفت. همچنین طرح «مدرسه شهردار» با هدف انتقال دانش و تجربه به شهرداران هم اکنون در حال پیگیری است.
چالشهای تجربه سبزوار
وی با اشاره به محدودیتها و ناکامیهای موجود گفت: تغییرات مدیریتی در سطوح مختلف، از مدیران کلان تا شهرداران و فرمانداران، آسیبهای زیادی به استمرار برنامه های بازآفرینی وارد می کند . همچنین فرآیند تأمین زمین و دریافت اعتبارات دولتی بسیار دشوار است و نمیتوان همه برنامههای بازآفرینی را به بودجههای دولتی وابسته کرد.
برزویی ادامه داد: امروز ، سرعت گسترش فقر از سرعت اجرای برنامههای ما بیشتر بود؛ با این حال، باید کار را ادامه داد. از طرفی ناآگاهی برخی ساکنان، تعارضات محلی و نبود سازوکارهای پایدار برای انتقال دانش نیز از دیگر چالشهای این حوزه است.
وی با تأکید بر ضرورت کاهش وابستگی به منابع دولتی اظهار کرد: بازآفرینی باید با اتکا به خیرین، بخش خصوصی و ظرفیتهای محلی پیش برود. گفتوگو با مردم نیز باید صادقانه باشد و برنامهها بر اساس اعتماد و مشارکت واقعی شکل بگیرد.
ضرورت پایدار سازی تسهیلگری و چابک سازی در بازآفرینی شهری
برزویی با اشاره به ضرورت استفاده از فناوری و شبکههای ارتباطی گفت: امروز ما به یک سازمان مجازی بازآفرینی نیاز داریم تا ارتباط با مخاطبان، کارشناسان، مدیران و فعالان اجتماعی با سرعت بیشتری انجام شود. بازآفرینی رویکردی نوین است؛ بنابراین نباید خود گرفتار بروکراسی شود و باید چابک، انعطافپذیر و پاسخگو باقی بماند.
وی تسهیلگری را یکی از ارکان اصلی بازآفرینی دانست و گفت: بازآفرینی را تسهیلگران پیش میبرند. ظرفیتسازی باید در خود محلات انجام شود تا ساکنان بتوانند برای حل مسائل پیرامون خود نقشآفرینی کنند.
برزویی همچنین بر اهمیت هویتسازی و تولید محتوای فرهنگی برای نسل جدید تأکید کرد و افزود: نسل جدید تا حدودی از هویت محلات خود فاصله گرفته است. باید در کنار فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی، به هویت و تعلق مکانی نیز توجه کنیم.
وی با اشاره به ظرفیت فضاهای موجود در محلات گفت: هشت محله هدف سبزوار دارای ۲۸ مدرسه است. این مدارس و دیگر فضاهای موجود میتوانند به عنوان ظرفیت و ابزار توانمندسازی مورد استفاده قرار گیرند..
حق مالکیت و ضرورت اصلاح ادبیات بازآفرینی
در ادامه، کاوه حاجیعلیاکبری با اشاره به اهمیت امنیت مالکیت در تجارب جهانی و قانون اساسی گفت: مردم باید احساس کنند که متصرف نیستند و حق مالکیت آنان به رسمیت شناخته میشود. تضمین امنیت مالکیت، یکی از الزامات مهم در ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی است.
وی گفت: مردم با واژههایی مانند «غیررسمی»، «کمبرخوردار» و «بحرانی» ارتباط خوبی ندارند. نباید با استفاده نادرست از این واژهها، عرق مکانی و تعلق مردم به محله را خدشهدار کنیم. بهتر است از عنوان «محلات هدف بازآفرینی» استفاده شود.
برزویی در ادامه افزود: حدود ۲۵ درصد جمعیت سبزوار در مناطقی خارج از محدوده شهری و در زمینهای قولنامهای یا دارای مسائل حقوقی سکونت دارند. بسیاری از این مناطق ابتدا شکل گرفته و سپس به شهر ملحق شدهاند و اکنون فرآیند تشکیل پرونده و سنددار شدن آنها در حال انجام است.
برزویی تصریح کرد: ساماندهی این محلات با طرحهای تفصیلی به تنهایی امکانپذیر نیست و باید از ظرفیت بازآفرینی شهری استفاده کرد. یکی از اقدامات برجسته سبزوار، بسترسازی برای همراهکردن مردم، سرمایهگذاران و دستگاههای دولتی بود. در این شهر، باب گفتوگو و تعامل میان این گروهها باز شد و شهرداری تلاش کرد آنها را به یکدیگر نزدیک کند.
توجه به تفاوتهای محلی
حاجیعلیاکبری در بخش دیگری از گفتوگو، درباره تفاوتهای اجتماعی و ظرفیتهای منحصربهفرد محلات سبزوار پرسید و اینکه آیا این تفاوتها در برنامهریزیها مورد توجه قرار گرفته است.
برزویی در پاسخ گفت: برنامههای محلات بر اساس ویژگیهای اجتماعی، روانشناختی و استعدادهای ساکنان تدوین شد و برای همه محلات نسخه واحدی در نظر نگرفتیم. با این حال، برنامه توانمندسازی و ظرفیتسازی باید در مقیاس منطقهای نیز دیده شود و نمیتوان آن را صرفا در چارچوب یک محله دنبال کرد.
وی در پایان بر ضرورت توجه به پیشگیری و پیشنگری، استفاده از داراییها و فرصتهای محلی و بهرهگیری از ظرفیتهای موجود برای رونقبخشی به محلات تأکید کرد و گفت: باید حتی تهدیدها را نیز از منظر ظرفیتهای قابل تبدیل به فرصت بررسی کنیم.
