به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی؛ سفر دو روزه فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، به استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان، از جایی آغاز شد که راه و دریا و سکونت، هرکدام بخشی از روایت توسعه آن را شکل میدهند؛ از چابهار تا بندرعباس، مسیر سفر از پروژههای ریلی و جادهای و بندری گذشت، به خانههای تازه ساکنان جنگلوک رسید و در هرمزگان، به پلها و تونلهایی ختم شد که پس از آسیبهای ناشی از حملات، دوباره به مدار خدمت بازگشته بودند.
این سفر دوروزه در روزهایی انجام شد که سخنان رئیسجمهور در سازمان ملل نیز بر آسیبهایی متمرکز بود که در جریان جنگ به زیرساختهای کشور وارد شده بود؛ از پلها و راهها گرفته تا دیگر شریانهای ارتباطی. همزمان، وزیر راه و شهرسازی در جنوب کشور در میان پروژههایی حضور داشت که بخشی از آنها برای بازسازی همین شریانها و بخشی دیگر برای توسعه زیرساختهای تازه به بهرهبرداری میرسیدند؛ گویی روایت سفر، ادامه همان تصویری بود که از تریبون سازمان ملل مطرح شد؛ اما این بار در میان مردم و در محل اجرای پروژهها.
شامگاه چهارشنبه اول مهر، وزیر راه و شهرسازی وارد چابهار شد و سفر دو روزه خود را در سیستان و بلوچستان آغاز کرد. فردای آن روز، برنامه سفر با بازدید از پروژه ریلی چابهار ادامه یافت؛ پروژهای که در روایت وزیر، فقط یک طرح زیرساختی برای یک استان نیست و به اتصال چابهار به شبکه ریلی کشور و ارتباط با آبهای آزاد پیوند میخورد.

در ایستگاه راهآهن چابهار، سفر با تصویری از آینده آغاز شد؛ خطی که سالها در انتظار رسیدن ریل به این بندر بوده و حالا به روزهای پایانی احداث نزدیک شده است. صحبت از ماههایی بود که باقی مانده تا سوت قطار در ایستگاه چابهار به صدا درآید؛ صدایی که برای این بندر فقط آغاز یک سفر ریلی نیست، بلکه نشانهای از قرارگرفتن چابهار در مسیر تازهای از ارتباطات و جابهجایی است.
صادق در ادامه سفر، بارها از سیستان و بلوچستان به عنوان سرزمین پهلوانی، خرد و وفاداری یاد کرد؛ استانی که به گفته او، در کنار ایستادگی در برابر دشمن، اکنون مسیر کاهش فاصلهها و محرومیتها را نیز دنبال میکند. او اعتماد به ظرفیتهای بومی و وفاق میان اقوام را از عوامل مهم این مسیر دانست و تأکید کرد که دولت چهاردهم، توسعه متوازن و عدالت فضایی را در پهنه گسترده استان دنبال میکند.

۲۸۱ کیلومتر راه؛ هر کیلومتر یک روایت
یکی از نخستین ایستگاههای سفر، آیین بهرهبرداری متمرکز از ۲۸۱ کیلومتر بزرگراه و راه اصلی در سیستان و بلوچستان بود؛ پروژههایی که در بخشهای مختلف استان و در مسیر کریدور شمال ـ جنوب اجرا شدهاند. از این میزان، ۱۳۴ کیلومتر در محورهای بزرگراهی جنوب استان، ۸۹ کیلومتر در محورهای شمال استان و ۵۸ کیلومتر نیز در کریدور شمال ـ جنوب و محورهای ساحلی قرار دارد و ارزش روز این پروژهها حدود ۲۶ همت اعلام شده است.

کیلومتر به کیلومتر این ۲۸۱ کیلومتر معنا دارد
در این مراسم، وزیر از عدد ۲۸۱ کیلومتر عبور کرد و درباره آن گفت: «کیلومتر به کیلومتر این ۲۸۱ کیلومتر معنا دارد»؛ جملهای که در فضای مراسم، راه را از یک عدد و آمار به حاصل زحمت و پیگیری مجموعهای از نیروهای اجرایی و فنی تبدیل میکرد.

در حاشیه همین برنامه، نشانههایی از پیوند مردم با این حضور رسمی نیز دیده میشد. از سوی مردم بلوچ، هدیهای از جنس فرهنگ و هنر منطقه به وزیر راه و شهرسازی اهدا شد؛ لباس سوزندوزی بلوچی که صادق آن را پوشید و برای لحظاتی فضای برنامه را از حال و هوای رسمی پروژهها فاصله داد و به رنگ و نقش بلوچستان نزدیک کرد. این هدیه، در کنار دیدارهای کوتاه وزیر با مردم، بخشی از استقبال محلیان از سفر او را شکل میداد. پیوند پروژههای زیرساختی با مردمی که قرار است نتیجه این مسیرها را در زندگی روزمره خود ببینند.
صادق در همین بخش از سفر، درباره ادامه مسیرهای ارتباطی استان نیز سخن گفت و اعلام کرد: تمام تلاش وزارت راه و شهرسازی این است که بخش اعظم کریدور گوادر به شلمچه در محدوده سیستان و بلوچستان تا پایان دولت چهاردهم تکمیل و به بهرهبرداری برسد. او همچنین از بیش از ۶۰۰ کیلومتر راه روستایی و ایمنسازی ۲ هزار کیلومتر جاده در استان گفت.

از جنگلوک تا محله ایی که مدرسه و مسجد دارد
از مسیر پروژههای بزرگراهی، روایت سفر به محله جنگلوک و شهرک تازهساخت مرادآباد رسید؛ جایی که نتیجه پروژه قرار بود نه در کیلومتر شمار جاده، بلکه در زندگی خانوادههایی دیده شود که سالها در شرایط دشوار سکونت داشتند.
در مرادآباد، ۶۳۳ واحد از پروژه هزار واحدی مسکن محرومان چابهار به بهرهبرداری رسید. این شهرک مسکونی در زمینی به مساحت ۳۶ هزار مترمربع ساخته شده و در کنار واحدهای مسکونی، مدرسه ۱۴ کلاسه، مسجد و زمین چمن مصنوعی نیز دارد.
وزیر در این بخش از سفر بر این نکته تأکید کرد که در تحویل مسکن، صرفاً ساخت واحد مسکونی نباید مورد توجه باشد و شأن و کیفیت سکونت مردم نیز باید دیده شود. او درباره جنگلوک گفت خانوادههایی که سالها با کمبود آب آشامیدنی، فاضلاب و دسترسی به حداقل امکانات زندگی روبهرو بودند، اکنون به تدریج در مجموعه جدید مستقر میشوند و حدود ۱۹۰ خانوار تا آن زمان به شهرک منتقل شده بودند.

برق امید در چشمان بچههای جنگلوک
اما در میان گفتوگوهای وزیر با ساکنان جنگلوک، کودکان حالوهوای دیگری به این بخش از سفر داده بودند. دور وزیر جمع شدند، با او عکس گرفتند و بعضی از آنها بیواسطه از خانههای تازه و محله جدید گفتند. صادق در توصیف همین دیدار، از «برق امید در چشمان بچههای جنگلوک» گفت؛ تصویری که در آن لحظه بیش از هر آمار و عددی، معنای جابهجایی از یک سکونتگاه فرسوده به محیطی تازه را نشان میداد.

وزیر راه و شهرسازی در پایان این بخش، از مجموعه استانداری، شهرداری، اداره کل راه و شهرسازی، بسیج، پیمانکاران، کارگران و مهندسانی که در اجرای این پروژه نقش داشتند، قدردانی کرد و از مردم نیز به دلیل اعتماد و حضورشان در واحدهای جدید تشکر کرد.

موضوعی به اسم سکونتگاه غیررسمی نداریم؛ شماها هستید، رسماً هستید
برای صادق، ماجرای مرادآباد و جنگلوک فقط جابهجایی ساکنان از یک نقطه به نقطه دیگر نبود. او در جریان این سفر بر ضرورت ساماندهی سکونتگاههای موجود تأکید کرد؛ سکونتگاههایی که بخشی از ساکنان آنها سالها با کمبود آب آشامیدنی، فاضلاب و سرپناه مناسب زندگی کردهاند. نگاه وزیر بر این بود که ساکنان این مناطق باید در فرآیند ساماندهی دیده شوند و با واگذاری زمین، تأمین مسکن و بهسازی و نوسازی، شرایط سکونت آنان ارتقا پیدا کند؛ چنانکه خطاب به ساکنان تأکید کرد: «ما موضوعی به اسم سکونتگاه غیررسمی نداریم... شماها هستید، رسماً هستید».

از بندر و «ناجی ۳۶» تا تصویر جنگ
اما چابهار در این سفر فقط مقصد پروژههای مسکن و راه نبود. برنامه وزیر در ادامه به بندر شهید بهشتی رسید؛ جایی که همزمان با حضور او، نمایشگاه «دفاع مقدس، فرهنگ ایثار و مقاومت» افتتاح شد. در این نمایشگاه، بخشهایی از جنگ هشتساله، جنگ رمضان و جنگ هرمز به نمایش درآمده بود و در بخش دیگری نیز تصاویر، ترکشها و آثار بر جای مانده از حملات به بندر چابهار قرار داشت.

در ادامه برنامههای بندری، هشت پروژه بندری و زیرساختی چابهار به ارزش ۲.۵ همت به بهرهبرداری رسید و شناور جستوجو و نجات دریایی «ناجی ۳۶» نیز با دستور وزیر به ناوگان خدمات جستوجو و نجات دریایی الحاق شد. صادق درباره این شناور گفت که ناجیها برای امدادرسانی به مردم در دریا فعالیت میکنند و نقشی شبیه آمبولانس دریایی دارند و «ناجی ۳۶» نیز صفر تا صد توسط متخصصان و مهندسان ایرانی ساخته شده است.

حال خوب شما، حال خوب مردم ایران است
در حاشیه همین برنامهها، شهروندی از ایرانشهر نیز که حدود ۳۰۰ کیلومتر مسیر را طی کرده بود، خود را به وزیر رساند تا پیام قدردانی مردم استان را منتقل کند. پاسخ صادق کوتاه بود: «حال خوب شما، حال خوب مردم ایران است».
در جمعبندی سفر سیستان و بلوچستان نیز وزیر بار دیگر بر اهمیت فراتر از استانی این پروژهها تأکید کرد؛ از نگاه او، تکمیل مسیر ریلی چابهار و پروژههای جادهای و بندری، موضوعی مربوط به ارتباط کشور و اتصال کشورهای شمال ایران به آبهای آزاد است.
صادق در همین روز از سخنرانی رئیسجمهور در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز یاد کرد و گفت: رئیسجمهور در این سخنرانی، اقتدار، مظلومیت و رشادت ملت ایران را به تصویر کشید.

هرمزگان؛ جایی که راهها دوباره به هم رسیدند
ورود به هرمزگان، ادامه همان روایتی بود که در چابهار آغاز شده بود؛ اما این بار مقصد، مسیرهایی بود که در جریان جنگ آسیب دیده و باید پیش از رسیدن فصل بارندگی دوباره به چرخه خدمت بازمیگشتند. نخستین برنامه وزیر راه و شهرسازی در استان، در بندرخمیر و در محل پل بزرگ شهید مؤیدی برگزار شد؛ جایی که بهرهبرداری متمرکز از هشت پل بازسازیشده، نقطه آغاز برنامههای سفر بود.
پلها در این سفر فقط سازههایی بتنی و فولادی نبودند. هرکدام بخشی از مسیر رفتوآمد مردم را دوباره برقرار میکردند؛ مسیرهایی که آسیبدیدنشان در روزهای جنگ، رفتوآمد در نقاط مختلف استان را با دشواری روبهرو کرده بود. حالا پس از ۵۵ روز تلاش، این پلها دوباره در مدار خدمت قرار گرفته بودند.

آغاز برنامهها با آیین افتتاح متمرکز هشت پل و تونل بازسازیشده همراه شد؛ مجموعهای که پلهای قبل از سهراهی کهورستان در مسیر رفت و برگشت، پل منبع آب یا بوژیرو، پل نیمهکار، پل بزرگ شهید مویدی، پل سرزه رودان، تونل شهید میرزایی در مسیر رفت و برگشت و پل شور را دربر میگرفت. این پلها و تونلها در جریان حملات خرداد و تیر ۱۴۰۵ آسیب دیده بودند و پس از بازسازی برای بهرهبرداری آماده شدند.
فضای مراسم افتتاح، بیش از آنکه یادآور یک افتتاح معمول عمرانی باشد، روایت بازگشت مسیرها بود. راهداران، مهندسان و دیگر عوامل اجرایی در روزهایی که زمان برای بازسازی محدود بود، شبانهروز کار کرده بودند تا شریانهای ارتباطی استان پیش از آغاز بارندگیها آماده شوند. در این میان، تأکید رئیسجمهور بر بازسازی و آمادهسازی مسیرها پیش از آغاز بارندگیها نیز در روند این عملیات مورد توجه قرار گرفته بود.

صادق همچنین خطاب به خانواده شهید مویدی که در این مراسم حضور داشتند، اظهار کرد: اشکهای خانوادههای شهدا را میبینیم و درد و داغ آنها را درک میکنیم. من نیز فرزند شهید هستم و داغ چهلسالهای بر دل دارم.
وی افزود: ما معتقدیم ظلم پایدار نخواهد ماند و تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران نشان داده است که ایستادگی مردم در برابر ظلم و تجاوز، سرانجام خود را خواهد داشت.

فرزانه صادق در این برنامه از همین تلاش جمعی سخن گفت؛ از کاری که در مدت ۵۵ روز به نتیجه رسیده بود و از بازگشت پلهایی که آسیب دیده بودند به چرخه خدمت. روایت وزیر از این مسیر، بیشتر از یک گزارش عمرانی بود؛ تأکیدی بر اینکه وقتی مجموعهای از راهداران، مهندسان، مدیران و مردم در کنار یکدیگر قرار میگیرند، میتوان در زمانی کوتاه کاری را به سرانجام رساند که در شرایط عادی ممکن بود زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
از محل مراسم که عبور میکردی، مسیر دوباره معنای خودش را پیدا میکرد؛ جادهای که باید مسافر را عبور دهد، کامیونی که باید بار را جابهجا کند و پلی که باید دو سوی مسیر را به هم برساند. برای هرمزگان، بازگشت این پلها فقط پایان یک عملیات عمرانی نبود؛ بازگشت بخشی از جریان عادی زندگی بود.

در ادامه برنامهها، وزیر راه و شهرسازی در محور بندرعباس–سیرجان از تونل شهید میرزایی بازدید کرد. این بازدید، ادامه همان نگاه به زیرساختهای ارتباطی استان بود؛ زیرساختهایی که اهمیت آنها در روزهای دشوار جنگ بیش از همیشه خود را نشان داده بود.
مسیر سفر سپس به دیگر بخشهای محورهای ارتباطی استان رسید؛ جایی که بازسازی و آمادهسازی راهها همچنان در کنار پروژههای بهرهبرداریشده دنبال میشد. روایت این بخش از سفر، با آنچه در ابتدای برنامهها دیده شده بود تفاوتی نداشت: بازگرداندن مسیرها به شرایطی که بتوانند بار تردد مردم و حملونقل را بر دوش بکشند.

در ادامه، نمازخانه بینراهی شهدای مدرسه شجره طیبه و پاسگاه پلیس راه بندرعباس–میناب نیز به بهرهبرداری رسیدند. دو پروژه با دو کارکرد متفاوت؛ یکی برای مسافرانی که در مسیرهای طولانی نیاز به توقف و استراحت دارند و دیگری برای تقویت حضور پلیس و ارتقای ایمنی در یکی از محورهای مهم استان.
در این میان، آنچه از صحبتهای وزیر بیش از همه در فضای سفر باقی میماند، تأکید بر نقش همدلی در عبور از روزهای دشوار بود. هرمزگان در جریان جنگ بخشی از زیرساختهای ارتباطی خود را از دست داده بود، اما آنچه پس از آن شکل گرفت، تنها عملیات بازسازی چند پل نبود؛ مجموعهای از تلاشها بود که قرار بود زندگی و رفتوآمد مردم را هرچه سریعتر به وضعیت عادی بازگرداند.
این نگاه در ادامه سفر نیز خود را نشان داد؛ از پلهای بازسازیشده تا دیگر طرحهایی که در مسیر سفر وزیر قرار گرفتند. هر توقف، بخشی از یک روایت بزرگتر بود: اینکه آسیب به یک جاده یا پل، فقط آسیب به یک سازه نیست و بازگشت آن نیز فقط یک پروژه عمرانی محسوب نمیشود؛ پشت هر مسیر، زندگی مردمی قرار دارد که باید بتوانند دوباره بدون وقفه از آن عبور کنند.

در پایان برنامههای هرمزگان، حضور وزیر راه و شهرسازی در برنامه زنده تلویزیونی شبکه خلیجفارس فرصتی شد تا روایت این دو روز از زاویهای دیگر ادامه پیدا کند؛ سفری که از ایستگاه راهآهن چابهار و پروژههای جادهای و مسکن و بندری سیستان و بلوچستان آغاز شده بود و در هرمزگان به پلها، راهها و زیرساختهایی رسید که پس از آسیبهای جنگ، با تلاش فشرده دوباره به خدمت بازگشته بودند.
دو استان، دو جغرافیای متفاوت و پروژههایی با ماهیتهای مختلف، اما یک نقطه مشترک داشتند: بازگرداندن زندگی به مسیرهایی که جنگ برای مدتی آنها را از جریان عادی خارج کرده بود.

پایان سفر؛ از جادهها تا مردم هرمزگان
در پایان این سفر دو روزه، روایت صادق از سیستان و بلوچستان و هرمزگان، بیش از آنکه تنها فهرستی از پروژهها باشد، بر مردم و پیوند آنان با زیرساختها متمرکز بود. در سیستان و بلوچستان، او از مردم استان به عنوان مردمی نجیب، وفادار و میهندوست یاد کرد و از امیدی گفت که باید در میان دختران و پسران این سرزمین حفظ شود.
در هرمزگان نیز تأکید وزیر بر این بود که مردم بومی استانهای ساحلی نباید صرفاً نظارهگر توسعه باشند و باید با ایجاد اشتغال و فراهم شدن زیرساختهای مناسب، در بطن توسعه سواحل جنوبی قرار بگیرند.
دو روز سفر، از ریل چابهار و جادههای سیستان و بلوچستان آغاز شد، از خانههای تازه مرادآباد و جنگلوک گذشت، به بندر و «ناجی ۳۶» رسید و سپس در هرمزگان، روی پلهایی ادامه یافت که پس از آسیب دوباره ایستادند. پایان مسیر، در گفتوگوی وزیر با شبکه استانی خلیجفارس رقم خورد؛ جایی که پروژهها دوباره به همان مفهومی بازگشتند که در طول سفر بارها تکرار شده بود: زیرساخت زمانی معنا پیدا میکند که در زندگی مردم دیده شود.
سیستان و بلوچستان و هرمزگان، در روایت این سفر فقط با جاده و بندر و پل و پروژه شناخته نمیشدند؛ آنچه در گفتوگوهای وزیر با مردم و در میان برنامههای سفر بیشتر به چشم میآمد، تصویری از مردمی بود که در کنار دشواریها، امید و همدلی را حفظ کردهاند. از سوزندوزی بلوچ که در چابهار به دست وزیر رسید تا هموطن ایرانشهری که برای رساندن پیام قدردانی مردم استان، ۳۰۰ کیلومتر راه آمده بود، نشانههایی از همین پیوند در گوشه و کنار سفر دیده میشد؛ چنان که صادق در پاسخ به او گفت «حال خوب شما، حال خوب مردم ایران است».
در هرمزگان نیز همین تصویر، در میان پلهای بازسازیشده و مسیرهایی که دوباره به جریان افتاده بودند، ادامه پیدا کرد؛ مردمی که در روزهای دشوار کنار هم ماندند و حالا بازگشت راهها و زیرساختها را به چشم میدیدند. روایت وزیر از این دو استان، در نهایت به امیدی گره میخورد که از دل همین همدلی شکل گرفته است؛ امیدی که در یک سو با فرهنگ و هنر مردم سیستان و بلوچستان و در سوی دیگر با دریا، بندر و راههای هرمزگان دیده میشود و در هر دو، مردم را مهمترین بخش این روایت قرار میدهد.
