شناسهٔ خبر: 234460 - سرویس مسکن و شهرسازی

واکاوی تجربه ژاپن در بازآفرینی شهری مردم‌نهاد

نشست هفت شهر خانه آفرینش‌های شهری ایران در ادامه سلسله نشست‌های تخصصی هفت‌شهر، نشست «مروری بر تجارب بازآفرینی شهری» را با محوریت واکاوی رویکرد «ماچیزوکوری؛ بازآفرینی شهری مردم‌نهاد» برگزار کرد.

به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی از شرکت بازآفرینی شهری، این نشست تخصصی که در چارچوب برنامه‌های راهبردی شرکت و با هدف بازخوانی تجارب موفق جهانی طراحی شده است، به تبیین الگوهای مشارکتی و اجتماع‌محور در توسعه شهری اختصاص داشت، نشستی که در امتداد اهداف کمپین «۳۱ روز ترویج آینده‌ای بهتر برای شهرها» قرار داشت و به بررسی نقش نهادهای محلی و ظرفیت‌های شهروندی در فرآیندهای نوسازی شهری پرداخت. در این نشست، میثم معصومی، معمار و شهرساز و دانش آموخته کشور ژاپن در گفت‌وگو با سوگل دانایی روزنامه نگار به تبیین ابعاد گوناگون تجربه موفق ژاپن در این حوزه پرداخت.

ماچیزوکوری؛ فراتر از کالبد، در پی ساخت آینده مکان

در این نشست، مفهوم «ماچیزوکوری»  Machizukuri به عنوان الگویی برای توسعه محله‌ای و شهری تبیین شد. این واژه که از ترکیب دو بخش «ماچی» (به معنای خیابان، شهر و بازار) و «کوری» (به معنای ساختن و برنامه‌ریزی) تشکیل شده، در ادبیات شهرسازی ژاپن به معنای محله‌سازی مشارکتی است. رویکرد ماچیزوکوری به جای تکیه صرف بر مداخلات کالبدی و پروژه‌های تحمیلی، فرآیندِ ساختِ آینده مکان‌ها با تکیه بر ظرفیت‌های اجتماع‌محور را دنبال می‌کند.

این رویکرد حاصل گذار نظام شهرسازی ژاپن از مرحله «شهرسازی برای مردم» به «شهرسازی با مردم» است. در ژاپن، انسجام پیوندهای اجتماعی و وجود سنت‌های قوی محلی، بستری مناسب برای شکل‌گیری انجمن‌های محلی فراهم آورده است. این نهادها که با نام «چویمایکای» شناخته می‌شوند، در طول ۵۰ سال اخیر و همزمان با صنعتی شدن ژاپن، وظایف متنوعی از مدیریت رویدادهای محلی و جشن‌های سنتی تا رسیدگی به سالمندان و توافق بر سر مسائل شهری را بر عهده گرفته‌اند.

شهروند به مثابه تصمیم‌گیرنده، نه مصرف‌کننده تصمیمات

در بررسی مدل حکمرانی شهری توکیو، بر تفاوت بنیادین جایگاه مردم در این مدل تأکید شد. در ژاپن، شهرداران با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شوند و هر منطقه شهری از هویت و شورای مستقل برخوردار است. در این ساختار، شهروندان نه به عنوان مصرف‌کنندگان تصمیمات نهادهای بالادستی، بلکه به عنوان تصمیم‌گیرندگان اصلی شناخته می‌شوند. یکی از ویژگی‌های این مدل، پیوند میان مطالبه‌گری و ارائه راهکار است؛ به‌گونه‌ای که فرهنگ اعتراضی در این بافت، با ارائه طرح‌های جایگزین و پیشنهادهای عملیاتی همراه است.

در مدل ماچیزوکوری، تعریف شهروند فراتر از ساکن بودن است. شهروند کسی است که نسبت به وضعیت محیط خود آگاهی دارد، در فرآیند بهبود آینده شهری نقش ایفا می‌کند و در تعریف مسائل شهری مشارکت فعال دارد. در این فرآیند، تخصص شهرساز و تجربه زیسته شهروندان به عنوان دانش‌های مکمل یکدیگر عمل می‌کنند. نقش متخصص شهرسازی در این الگو، تحلیل‌گر داده‌ها و تسهیل‌گری در گفت‌وگوهای میان ذینفعان تعریف شده است تا توافق اجتماعی حول آینده مکان شکل گیرد.

واکاوی تجارب موردی: از تایشیدو تا روپونگی

این نشست به تحلیل دو تجربه کلیدی در توکیو پرداخت که الگوی مذاکره اجتماعی را به خوبی تبیین می‌کنند؛ پروژه تایشیدو که در دهه ۱۹۷۰ میلادی، شهرداری با هدف کاهش خطرات ناشی از معابر کم‌عرض و ناایمن، طرح بازگشایی معابر را مطرح کرد. با مقاومت اهالی و برگزاری جلسات مستمر میان شهروندان و مسئولان محلی، رویکرد مداخله‌گرایانه تغییر یافت و در نهایت در سال ۱۹۸۲، شهرداری این محله را به عنوان منطقه‌ای که طرح‌های نوسازی آن باید توسط خود شهروندان تعیین شود، به رسمیت شناخت. این تجربه، از نخستین شوراهای ماچیزوکوری در توکیو محسوب می‌شود که طرح‌های داوطلبانه را جایگزین دستورالعمل‌های تحمیلی کرد.

تجربه دوم محله روپونگی است که در جریان طرح نوسازی این محله توسط شرکت‌های توسعه‌گر، مواجهه با مقاومت محلی، فرآیند بازسازی را به مسیر گفت‌وگو هدایت کرد. در این پروژه، حفظ هسته‌های اجتماعی و میراث طبیعی (مانند برکه و درختان گیلاس) به عنوان اولویت مردم مطرح شد. دستاورد مهم این پروژه، شرط جلب رضایت ۹۰ درصدی مالکان و ساکنان برای آغاز عملیات اجرایی بود؛ فرآیندی که پس از ۱۳ سال گفت‌وگو به نتیجه رسید.

آیا ماچیزوکوری در ایران قابل پیاده‌سازی است

در بخش دوم نشست، پرسش درباره امکان‌پذیری بومی‌سازی این رویکرد در شهرهای ایران  توسط سوگل دانایی روزنامه نگار در گفت وگو با میثم معصومی مطرح شد. با تأکید بر اینکه «ماچیزوکوری» مفهومی سیال و منعطف است، عنوان شد که اگرچه بسترهای اجتماعی و فرهنگی ایران با ژاپن متفاوت است، اما ظرفیت‌های محلی فراوانی در محلات ایران وجود دارد که می‌تواند با به رسمیت شناختن نظام حکمرانی، به الگوهای پایدار مشارکتی تبدیل شود.

پیش‌شرط تحقق چنین رویکردی در ایران پذیرش نقش تسهیل‌گری برای شهرسازان، صبر در فرآیند مذاکره با ذینفعان و در نهایت، باور نظام مدیریتی به توانمندی شهروندان است و تبیین شد که قبل از ورود به هر مداخله‌ای در محله، شناخت دقیق مردم از کارشناسان و برعکس، اولین گام برای اعتمادسازی و شکل‌گیری یک توافق اجتماعی است. در نهایت، ماچیزوکوری نه به عنوان یک روش ثابت یا نسخه‌ای واحد، بلکه به عنوان «هنر مذاکره» و مدیریت اختلافات برای ساخت آینده مکان معرفی شد که در آن تصمیم‌گیری درباره آینده شهر، فرآیندی یک‌سویه و صرفاً اقتصادی نیست.