شناسهٔ خبر: 228364 - سرویس مسکن و شهرسازی
نسخه قابل چاپ

برگزاری دومین نشست «هفت‌شهر» با محوریت بازگشت به شهر و احیای بافت‌های تاریخی

نشست هفت شهر دومین نشست تخصصی از سلسله گفت‌وگوهای «هفت‌شهر» با همت خانه آفرینش‌های شهری و شرکت بازآفرینی شهری ایران برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی از شرکت بازآفرینی شهری ایران، در این نشست رضا فیضی پژوهشگر و کنشگر حوزه حفاظت، شهر و میراث فرهنگی، به عنوان سخنران و سعید معنوی، شهرساز و دبیر انجمن صنفی مهندسین مشاور معمار و شهرساز، به عنوان گفت‌وگوکننده، درباره ابعاد مختلف مفهوم بازگشت به شهر، نسبت آن با مسائل امروز شهرنشینی و چالش‎های حفاظت، هویت و زیست شهری به گفت‌وگو پرداختند.

فیضی سخنان خود را با این پرسش آغاز کرد که شهرهای ایران در دهه‌های اخیر توسعه افقی یافته‌اند، اما آیا این روند به بهتر شدن شهرها و ارتقای کیفیت زیست در آنها منجر شده است؟ وی بازگشت به شهر یا مرکز شهر را رویکردی بنیادین در بازآفرینی شهری و موضوعی عمیق در حوزه توسعه شهری دانست و گفت: احیای مراکز شهرها به یک سنت مهم و اصلی در شهرسازی تمام کشورها تبدیل شده است.

وی با اشاره به رشد شهرها در یک سده اخیر افزود: شهرهای ایران که چند صد سال سابقه زیست تاریخی دارند، در دوره‌ای کوتاه و در حدود هفتاد سال اخیر به سرعت گسترش افقی یافته‌اند؛ به گونه‌ای که امروز بافت‎های تاریخی سهم اندکی از مساحت شهرها را دربر می‌گیرند. به گفته وی، حتی در اصفهان که از نمونه‌های شاخص در این زمینه است، بافت تاریخی حدود هفت و نیم درصد از شهر را تشکیل می‌دهد و با آسیب‌های فراوان روبه‌رو است.

این پژوهشگر حوزه شهر و میراث فرهنگی ادامه داد: طی این هفت دهه، محلات جدید در پیرامون شهرها توسعه یافته‌اند، در حالی که بخش‎هایی از مراکز شهر از جمعیت تهی شده‌اند. حاشیه‌ها بزرگتر و گرانتر شده‌اند و این روند صرفا پاسخ به نیازهای توسعه شهر نبوده، بلکه آسیبهای ناشی از گسترش لبه‌های شهری را نیز افزایش داده است.

فیضی، کاهش سرمایه اجتماعی را یکی از پیامدهای تخلیه مراکز شهری عنوان کرد و گفت: شهرها با گفت‌وگوهای روزمره مردم ساخته می‌شوند، نه با ساختمان‎ها، خیابان بدون حضور مردم، خیابانی بی‌کیفیت است. خروج زندگی از مرکز، به شهر آسیب می‌زند و مرکز شهر را نیز فقیرتر می‌کند؛ اتفاقی که مصداقی از بی‌عدالتی فضایی است.

وی با اشاره به پیامدهای زیست‌محیطی و زیرساختی توسعه افقی شهرها اظهار کرد: رفتن به حاشیه، هزینه‌های زیرساختی را افزایش می‌دهد و حتی توسعه خطوط مترو نیز هرچه به پیرامون شهر می‌رود، به تنهایی پاسخگوی نیازها نیست. در این میان، ترافیک زمان زیادی از زندگی شهروندان را می‌بلعد و فرصت فرهنگ، بودن در کنار خانواده، خواندن و فکر کردن را کاهش می‌دهد.

فیضی، عنصر «زمان» را مهمترین تفاوت مرکز شهر با حاشیه دانست و گفت: شهر در زمان ساخته می‌شود و محل انباشت تجربه است. هر بار که انسانی از خیابانی عبور می‌کند یا رویدادی به دست اهالی و دیگر کنشگران در شهر برپا می‌شود، تجربه‌ای به تجربه‌های زیسته شهر افزوده می‌شود. حضور مداوم مردم، خاطره می‌سازد؛ شهر را معماران آغاز می‌کنند، اما انسانها آن را پیش می‌برند.

وی افزود: شهر چیزی جز خاطره نیست، همان‌گونه که انسان نیز با خاطرات خود شناخته می‌شود. فضا با قید فعالیت به مکان تبدیل می‌شود و شهر باکیفیت، شهری است که از انباشت متکثر خاطرات برخوردار باشد. به همین دلیل، بار هویتی در مراکز شهرها بیشتر است و تداوم آن به حضور نسل‌های جدید، بازخوانی خاطرات گذشته و تولید خاطرات تازه وابسته است.

این پژوهشگر با اشاره به نمونه‌هایی از محله‌های تهران گفت: خیابان لاله‌زار دوره‌ای مهم از زیست مدنی را تجربه کرده، اما امروز زیست فرهنگی و هنری آن از میان رفته و جریان اقتصادی بر آن حاکم شده است؛ هرچند خاطره لاله‌زار همچنان در ادبیات و فرهنگ باقی مانده است. خیابان ولی‌عصر نیز در بخش‌هایی با تغییرات فرساینده جدی روبه‌رو است و نیاز به مراقبت دارد. همچنین اگر کتابفروشی‎ها و دانشجویان از خیابان انقلاب گرفته شوند، معنای این خیابان دگرگون خواهد شد.

فیضی با تاکید بر اینکه حافظه و خاطره شهری با سه عنصر زمان، زندگی و تکرار حفظ می‌شود، گفت: با اقدام‎های صرفا ساخت‌وسازی در حاشیه، نمی‌توان به سمت هویت‌سازی رفت. محلاتی با تاریخ معاصر نیز به مرور معناهای خود را یافته‌اند، اما وقتی زندگی از مرکز جابه‌جا می‌شود، حافظه شهر نیز به تدریج محو می‌شود. شهری که از مرکز خود خالی می‌شود، به تعبیری دچار آلزایمر می‌شود و به ناکجا تبدیل خواهد شد.

وی تصریح کرد: بازگشت به شهر، صرفا بازگرداندن مردم، سرمایه یا ساختمان نیست، بلکه باید ظرفیت تولید خاطره در مرکز شهر فعال شود.

در ادامه این نشست، سعید معنوی با بیان اینکه بازگشت به شهر در گفتار ساده به نظر می‌رسد، اما در عمل با پیچیدگی‌های بسیاری همراه است، گفت: نگاه موزه‌ای به بافت تاریخی به پایان رسیده است. اگر قرار است بافت تاریخی حفظ شود، باید زیست در آن حفظ شود زیرا رویکردهای صرفا حفاظتی دیگر پاسخگوی مسائل امروز نیستند.

وی یکی از مسائل مهم در بافت‌های تاریخی را جنگ حرایم دانست و افزود: در بسیاری از موارد، پاسخی برای ساکنان بافت وجود ندارد. تعیین حریم، حفاظت و مداخله با هدف حفظ ارزش‌های بافت، اگر بدون توجه به حقوق، نیازها و آینده زندگی ساکنان انجام شود، می‌تواند شکننده باشد.

معنوی با اشاره به آمار ثبت آثار تاریخی گفت: از سال ۱۳۰۹ تاکنون حدود ۴۴ هزار اثر ثبت شده است، اما تنها برای حدود هفت هزار اثر تعیین حریم صورت گرفته و تعیین حرایم نیز عمدتا موردی بوده است. این ماموریت به موفقیت کامل نرسیده و نیازمند بازنگری در رویکردها و سازوکارهای اجرایی است.

دبیر انجمن صنفی مهندسین مشاور معمار و شهرساز افزود: انتقال حق توسعه، معافیت‌های مالیاتی و ایجاد برخی انتفاعهای اقتصادی برای بافتهای تاریخی از جمله راهکارهای ممکن هستندکه باید پرقدرت تر و پردامنه تر به آنها نگریست.
معنوی با اشاره به تجربه کاشان در احیای خانه‌های تاریخی از طریق بوتیک‌هتل‌ها، اقامتگاه‌ها و فعالیت‌های گردشگری گفت: این تجربه توانست بخشی از زیست را به بافت بازگرداند و گاهی همین گام نخست اهمیت دارد، اما باید سکونت را به شکلی نوین و با تعریف دوباره ریشه‌های زندگی تقویت کرد. ارزش سکونت در بافت باید بار دیگر برای مردم تعریف شود.


در ادامه شرکت کنندگان در این نشست اظهار کردند: در گام نخست شاید نتوان سکونت را به صورت گسترده به بافت‌های تاریخی و مرکزی بازگرداند اما می‌توان با توجه به نمونه‌ها، گروه‌های مختلف و روش‎های متنوع، آن را تقویت کرد. نسخه عام و جهان‌شمولی برای بازگشت به بافت وجود ندارد و ممکن است ورود ساکنان جدید نیز مسائل تازه‌ای در بافت ایجاد کند؛ از این رو باید به نسخه‌های پایا و منعطف اندیشید.

همچنین شرکت کنندگان با حضور فعالانه در بحث بیان کردند که نظرات مردمی که در بافت‌های تاریخی زندگی می‌کنند باید همواره مورد توجه قرار گیرد همچنین تجربه‌هایی مانند خیابان سنایی و نوفل‌لوشاتو نیز نشان می‌دهند که جریان‌های هنری معاصر می‌توانند زمینه سرزندگی و بازگشت به شهر را ایجاد کنند، هرچند این جریان‌ها همزمان وجوه مثبت و آسیب‌زای خود را دارند.
 

شرکت کنندگان در پایان خاطرنشان کردند: ممکن است بسیاری از مردمی که از بافت‌ها رفته‌اند، هیچ‌گاه بازنگردند، اما مسئله مهم آن است که برای بازگشت ساکنان، حتی اگر ساکنانی جدید باشند، اراده و برنامه وجود داشته باشد.